دوستت دارم
مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد هر شب اهسته از افاق دلم میگذری

قبله ام را که چشم او کردم چشمکی زد به اعتقادم و رفت .......

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
برگرفته از وبلاگ عشق شیشه ای مریم عزیزم 

می زنم کبریت بر تنهاییم
تا بسوزد ریشه بی تابیم
می روم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم
می روم تا موی خود شانه کنم
خنده را مهمان این خانه کنم
می روم تا پرده ها را وا کنم
دوست دارم دوست دارم
عشق را معنا کنم
شادی ام را رنگ شادی می زنم
بوسه بر طعم گلابی می زنم
می دوم خندان به سوی اینه
باز می خندم به روی اینه
می زنم یک شاخه گل بر موی خود
می نشینم باز بر زانوی خود
می نشانم روی دستم یک کتاب
تا بخوانم باز هم یک شعر ناب
اری اری این منم این شاد و مست
دوست دارم عاشقی را هر چه هست




به تو ای دوست سلام
به تو ای دوست سلام
دل صافت نفس سرد مرا اتش زد
کام تو نوش و دلت گلگون باد
قدری ازخویش بگویم که مرا بشناسی
روزگاریست که هم صحبت من تنهاییست
یار دیرینه من درد و غم و رسواییت
عقل و هوشم همه مدهوش وجودی نیکوست
ولی افسوس که روحم به تنم زندانیست
چه کنم با غم خویش؟؟؟
که گهی بغض دلم می ترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم.....
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی ارام شوم
ولی افسوس که نیست...
کاش میشد که من از عشق حذر میکردم..
یا که با زندگی سوخته سر میکردم
اه ای دوست که دیگر رمقی در من نیست
تو بگو که تلخ تر از درد فراق دیگر چیست؟
من که خاکسترم اکنون و نماندم اتش
دیگر ای باد صبا دست ز بختم بردار
خبر از یار نیار
دل من خاک شدو دوش به بادش دادم
مگر این غم ز سرم دور شود
ولی انگا ر نشد....
بگو ای دوست چرا دور نشد ؟؟؟
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
زندگی
بی تو
هرگز
زیبا نبود .............
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است....

| Design By : LoxTheme.com |
تبلیغات



